مقطع ها و غزل های ناتمام


لیست اشعار
بسوختیم به برق طلب سراپا را
چون بادگری سر نکند راه عدم را
فلک دگر نتواند گشود کار مرا
ز هر در میروی مطلب مهیاست
محبت کرد آخر با منش رام
شدم صیدی که نتوان زد تغافل
داند آنکس که ز دیدار تو بر خوردار است
سایهٔ سرو بلندت از سر من کم مباد
نمیگویم بگاه جلوه کردن
بغیر راز دل در صحبت دشمن نمیریزد
دلم را برد زلف مشک رنگش
هم آغوش که شد یا رب که امشب
رود از رفتنت فرزانه از هوش
گر نسازی کرده‌های ما بحل
جز نیم نفس نیست غم و شادی عالم
نه اشکم داشت تاثیری نه آهم
ما بهر هلاک خود هلاکیم
در قتل من بغیر نهان یار بوده‌ای
چه افسون با من دیوانه کردی
هرگز نگرفتیم بخوبان سر راهی

TotalRecords:20
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15