باب اول در عدل و تدبیر و رای


لیست اشعار
شنیدم که در وقت نزع روان
ز دریای عمان برآمد کسی
نه بر حکم شرع آب خوردن خطاست
شنیدم که فرماندهی دادگر
شنیدم که دارای فرخ تبار
تو کی بشنوی نالهٔ دادخواه
خبر یافت گردن‌کشی در عراق
یکی از بزرگان اهل تمیز
در اخبار شاهان پیشینه هست
شنیدم که بگریست سلطان روم
خردمند مردی در اقصای شام
مها زورمندی مکن با کهان
چنان قحط سالی شد اندر دمشق
شبی دود خلق آتشی برفروخت
خبرداری از خسروان عجم
شنیدم که در مرزی از باختر
مگو جاهی از سلطنت بیش نیست
شنیدم که یک بار در حله‌ای
نکوکار مردم نباشد بدش
گزیری به چاهی در افتاده بود
حکایت کنند از یکی نیکمرد
الا تا بغفلت نخفتی که نوم
یکی را حکایت کنند از ملوک
جهان ای پسر ملک جاوید نیست
شنیدم که در مصر میری اجل
قزل ارسلان قلعه‌ای سخت داشت
چو الپ ارسلان جان به جان‌بخش داد
شنیدم که از پادشاهان غور
چو دور خلافت به مأمون رسید
شنیدم که از نیکمردی فقیر
یکی مشت زن بخت روزی نداشت
حکایت کنند از جفا گستری
همی تا برآید به تدبیر کار
دلاور که باری تهور نمود
به پیکار دشمن دلیران فرست
دو تن، پرور ای شاه کشور گشای
نگویم ز جنگ بد اندیش ترس
میان دو بد خواه کوتاه دست
چو شمشیر پیکار برداشتی
گرت خویش دشمن شود دوستدار

TotalRecords:41
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15