قطعه ها


لیست اشعار
ای داورگیتی که بود شهرهٔ آفاق
کار خود را به کردگار گذار
ای پسر نیست حرص را پایان
گر تو جانی دهی به بوسهٔ من
صحن فلک شد سیاه بسکه ز غبرا
ای خواجه هر خطا که کنی خود به خود کنی
بکن ای نفس هرچه می‌خواهی
بارخدایا ثنای همچو تویی را
ای دل آن کس که خویش را نشناخت
آنچنان افتاده شو در راه خلق
نفس شریر بدرگ غدار خیره را
سیهروزی از بخکسی ندیده یل بتر
خسروا ای ‌آنکه قهرت روز رزم وگاه کین
کنون که دامن مقصود اوفتاد به چنگ
چه غم از بینوایی آن کس را
معرفت شایسته باشد ورنه در صد عمر نوح
ای داور آفاق که از فرط سخاوت
طلعت مقصود چون ز پرده درآید
ازین حلاوت گفتار بس عجب نبود
آوخ آوخ که مرگ نگذارد
به هر کس نعمتی گر زان فرستی
چو دشنامی شنیدی‌ لب فروبند
گدای راه‌نشین گر کند تصور شاهی
مفتی شهر ما که آگه نیست
ای دل ار نور جان طمع داری
جور اگر کم بود اگر فزون
عاقلان مست حجت خویشند
لاف طاعت چند در پیری زنی
محققست که دنیا مثال مرداریست
مگر به خنده درآیی وگرنه هیبت تو
اگر خاموش بینی عارفی را
آدمی راکاو نباشد تجربت
نفس امارهٔ تو دشمن توست
گفت رندی با یکی در نیمروز
ای داور زمین و زمان کز شکوه و فر
عارفان را شرم امروزست مانع از گناه
هرگناهی که خودکند جبری
هزاران مکر و فن باشد زنان را
ابومسیلمه گر دعوی نبوت کرد
مگر خدای منزه نبود ای فرزند

TotalRecords:150
rPP:40
TotalPageCount:4
CurrentPage:2
PageNumberLength:15