رباعی ها


لیست اشعار
در رهگذر باد چراغی که تراست
با آن که دلم از غم هجرت خونست
جایی که گذرگاه دل محزونست
دل خسته و بستهٔ مسلسل موییست
تقدیر، که بر کشتنت آزرم نداشت
چشمم ز غمت، به هر عقیقی که بسفت
بنلاد تو شد تربیت خواجه و لیک
بی روی تو خورشید جهان‌سوز مباد
زلفش بکشی شب دراز اندازد
چون روز علم زند به نامت ماند
جز حادثه هرگز طلبم کس نکند
بفنود تنم بر درم و آب و زمین
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
آمد بر من، که؟ یار، کی؟ وقت سحر
هان! تشنه جگر، مجوی زین باغ ثمر
چون کشته ببینی‌ام، دو لب گشته فراز
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ
بر عشق توام، نه صبر پیداست، نه دل
واجب نبود به کس بر، افضال و کرم
یوسف رویی، کزو فغان کرد دلم
در پیش خود آن نامه چو بلکامه نهم
در منزل غم فگنده مفرش ماییم
در عشق، چو رودکی، شدم سیر از جان
دیدار به دل فروخت، نفروخت گران
رویت دریای حسن و لعلت مرجان
ای از گل سرخ رنگ بربوده و بو
ای نالهٔ پیر خانقاه از غم تو
چرخ کجه باز، تا نهان ساخت کجه
رخسارهٔ او پرده عشاق درید
زلفت دیدم، سر از چمان پیچیده
چون کار دلم ز زلف او ماند گره
ای طرفهٔ خوبان من، ای شهرهٔ ری
از کعبه کلیسیا نشینم کردی
گر بر سر نفس خود امیری، مردی
آن خر پدرت به دشت خاشاک زدی
دل سیر نگرددت ز بیدادگری
با داده قناعت کن و با داد بزی
نارفته به شاهراه وصلت گامی

TotalRecords:38
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15