خردنامه


لیست اشعار
خرد هر کجا گنجی آرد پدید
خدایا توئی بنده را دستگیر
محمد که بی‌دعوی تخت و تاج
به هر مدتی گردش روزگار
چو فیاض دریا درآمد به موج
شنیدم که بالای این سبز فرش
زهی آفتابی که از دور دست
سر فیلسوفان یونان گروه
بساز ای مغنی ره دلپسند
مغنی بیا ز اول صبح بام
مغنی یکی نغمه بنواز زود
مغنی ره باستانی بزن
مغنی بیار آن نوای غریب
مغنی بر آهنگ خود ساز گیر
مغنی سماعی برانگیز گرم
مغنی بیا چنگ را ساز کن
مغنی بدان ساز تیمار سوز
مغنی غنا را درآور به جوش
مغنی بیار آن ره باستان
ارسطوی روشندل هوشمند
چنین راند والیس دانا سخن
بلیناس دانا به زانو نشست
چو سقراط را داد نوبت سخن
پس آنگه که خاک زمین داد بوس
چو قفل آزمائی به هرمس رسید
فلاطون که بر جمله بود اوستاد
چو ختم سخن قرعه بر شاه زد
نظامی بر این در مجنبان کلید
مغنی سحرگاه بر بانگ رود
چنین بود در نامهٔ رهنمای
دگر روز کز عطسهٔ آفتاب
سوم روز کین طاق بازیچه رنگ
سحرگه که سربرگرفتم ز خواب
مغنی دلم دور گشت از شکیب
مغنی مدار از غنا دست باز
مغنی دل تنگ را چاره نیست
مغنی بساز ازدم جان‌فزای
مغنی توئی مرغ ساعت شناس
مغنی دگر باره بنواز رود
مغنی یک امشب برآواز چنگ

TotalRecords:50
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15