الباب الثامن ذکرالسطان یستنزل‌الامان


لیست اشعار
آن شنیدی که گفت نوشروان
آن شنیدی که گفت نوشروان
شاه محمود زاولی به شکار
شاه محمود زاولی به شکار
با سلاطین چو گفت خواهی راز
با سلاطین چو گفت خواهی راز
همه خلق آنچه ماده وانچه نرند
همه خلق آنچه ماده وانچه نرند
بشنو تا ابوحنیفه چه گفت
بشنو تا ابوحنیفه چه گفت
شاه چون بستد از رعیّت نان
شاه چون بستد از رعیّت نان
به نقیبی بگفت روزی امین
به نقیبی بگفت روزی امین
کس به تدبیر سفله ملک نراند
کس به تدبیر سفله ملک نراند
ور دبیر از تو بی‌نوا باشد
ور دبیر از تو بی‌نوا باشد
سال قحطی یکی به کسری گفت
سال قحطی یکی به کسری گفت
از عقوبت سه حرف بیش مگیر
از عقوبت سه حرف بیش مگیر
علما جز امین دین نبوند
علما جز امین دین نبوند
یافت شاهی کنیزکی دلکش
یافت شاهی کنیزکی دلکش
دولت اکنون ز امن و عدل جداست
دولت اکنون ز امن و عدل جداست
ملک چون بوستان نخندد خوش
ملک چون بوستان نخندد خوش
پایهٔ قدر آن جهانی جوی
پایهٔ قدر آن جهانی جوی
پای برنه بر آسمان سرمست
پای برنه بر آسمان سرمست
عالمانت چو تیغ چیره زبان
عالمانت چو تیغ چیره زبان
تا دل و دولتست و بینایی
تا دل و دولتست و بینایی
چون از مدائح سلطان اعظم و شاهنشاه معظّم اعزّاللّٰه انصاره طرفی گفته آمد نه در خور مناقب وی چه در خور طبع قاصر و رای رکیک من بندهٔ عاجز و چون بهمگی مناقب و خصال ستودهٔ وی پادشاه خلّد اللّٰه ملکه نتوانستیم رسیدن عجز پیش آوردیم (و طریق اقتصار و اختصار سپردیم) و همان گفتیم که مهتر عالم و سیّد کائنات «و سرور موجودات» صلّی‌اللّٰه علیه و آله و سلّم در شب ملاقات در حضرت ربوبیت گفت لااحصی ثناء علیک انت کما اثنیت «علی نفسک» و بعد از آن به مناقب و فضائل وزراء و اصحاب قلم و شمائل قضاة و ائمهٔ دین کثّرهم‌اللّٰه انجامیدیم و این کتاب را به پایان آوردیم و از هریکی طرفی و شمتی درخور رای قاصر و رکاکت طبع بلید خویش گفتیم و از ایزد جلّ ذکره درخواسته می‌آید تا مگر از جملهٔ این ابیات یک بیت بر رای عالی اعلااللّٰه پسندیده آید و محلِّ قبول یابد که بدان یک بیت بندهٔ ضعیف با حکمای اوّلین و آخرین مفاخرت کند چنانکه گوید: از کبر من آسمان سای شود
چون از مدائح سلطان اعظم و شاهنشاه معظّم اعزّاللّٰه انصاره طرفی گفته آمد نه در خور مناقب وی چه در خور طبع قاصر و رای رکیک من بندهٔ عاجز و چون بهمگی مناقب و خصال ستودهٔ وی پادشاه خلّد اللّٰه ملکه نتوانستیم رسیدن عجز پیش آوردیم (و طریق اقتصار و اختصار سپردیم) و همان گفتیم که مهتر عالم و سیّد کائنات «و سرور موجودات» صلّی‌اللّٰه علیه و آله و سلّم در شب ملاقات در حضرت ربوبیت گفت لااحصی ثناء علیک انت کما اثنیت «علی نفسک» و بعد از آن به مناقب و فضائل وزراء و اصحاب قلم و شمائل قضاة و ائمهٔ دین کثّرهم‌اللّٰه انجامیدیم و این کتاب را به پایان آوردیم و از هریکی طرفی و شمتی درخور رای قاصر و رکاکت طبع بلید خویش گفتیم و از ایزد جلّ ذکره درخواسته می‌آید تا مگر از جملهٔ این ابیات یک بیت بر رای عالی اعلااللّٰه پسندیده آید و محلِّ قبول یابد که بدان یک بیت بندهٔ ضعیف با حکمای اوّلین و آخرین مفاخرت کند چنانکه گوید: از کبر من آسمان سای شود

TotalRecords:100
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:2
PageNumberLength:15