غزل ها


لیست اشعار
دیدن روی تو را محرم نباشد چشم ما
کسی که بار غم عشق آن پسر کشدا
بیاور آنچه دل ما بیکدگر کشدا
چنان بوصل تو میلیست خاطر مارا
مبداء عشق ز جاییست که نیز آنجا را
رفتی و دل ربودی یکشهر مبتلا را
کی بنگرد برحمت چشم خوش تو ما را
سوخت عشق تو من شیفته شیدارا
چنان عشقش پریشان کرد ما را
هرچه غیر دوست اندر دل همی آید ترا
اگر دلست بجان می خرد هوای ترا
ای که نام اشنوده باشی خسرو پرویز را
اگر خورشید و مه نبود سعادت با درویش را
ای بچشم دل ندیده روی یار خویش را
ای سیم بر زکات تن وجان خویش را
ای رفته رونق از گل روی تو باغ را
ای بر گل روی تو حسد باغ ارم را
گر چه وصلت نفسی می ندهد دست مرا
کفر عشقت می کند منع از مسلمانی مرا
ای نبرده وصل تو روزی بمهمانی مرا
در دل عاشق اگر قدر بود جانانرا
ترا من دوست میدارم چو بلبل مر گلستانرا
گر عاشقی فدا کن در ره عشق جان را
از جمال تو مگر نیست خبر سلطانرا
پیغام روی تو چو ببردند ماه را
پیغام روی تو چو ببردند ماه (را)
زهی با صورت خوبت تعلق اهل معنی را
فرامش کرد جان تو تماشاگاه اعلی را
نگار من که بلب جان دهد جهانی را
عاشق روی توام از من مپوش آن روی را
ای بدل کرده آشنایی را
ای سعادت زپی زینت وزیبایی را
الا ای غمت شادی جان ما
ای گل روی تو برده رونق گلزارها
ای کرده بعشق تو دل پرورش جانها
ما را دلیست سوخته آتش طلب
روزی آن روی چو خورشید وبر و خال چوشب
ای خجل از روی خوبت آفتاب
ای خطت سلسله یی بر قمر از عنبر ناب
ای پسته دهانت شیرین و انگبین لب

TotalRecords:582
rPP:40
TotalPageCount:15
CurrentPage:1
PageNumberLength:15