غزل ها


لیست اشعار
مه من، به جلوه‌گاهی که تو را شنودم آن‌جا
سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
ای نور خدا در نظر از روی تو ما را
به چشم لطف اگر بینی گرفتاران رسوا را
ز روی مهر اگر روزی ببینی یک دو شیدا ر
از آن تنهایی ملک غریبی شد هوس ما را
گه‌گهم خوانی و گویی که چه حالست تو را؟
ترک یاری کردی و من همچنان یارم تو را
من کیستم تا هر زمان پیش نظر بینم تو را
جان خوشست، اما نمی‌خواهم که: جان گویم تو را
یار ما هرگز نیازارد دل اغیار را
من کیم بوسه زنم ساعد زیبایش را؟
آرزومند توام، بنمای روی خویش را
یار، چون در جام می‌بیند، رخ گل‌فام را
یک دو روزی می‌گذارد یار من تنها مرا
بی تو، چندان که محنتست مرا
شوق درون به سوی درون می‌کشد مرا
گفتگوی عقل در خاطر فرو ناید مرا
ای شهسوار حسن سرافراز کن مرا
زان پیشتر که عقل شود رهنمون مرا
هست آرزوی کشتن آن تندخو مرا
ز سوز سینه، هر دم، چند پوشم داغ هجران را؟
نهادی بر دلم فراق و سوختی جان را
به روز غم، سگش خواهم، که پرسد خاکساران را
به چه نسبت کنم آن سرو قد دلجو را؟
گه نمک ریزد به خم، گه بشکند پیمانه را
ای شوخ، مکش عاشق خونین‌جگری را
دیدیم ز یاران وفادار بسی را
بحمدالله که صحت داد ایزد پادشاهی را
به نام ایزد، میان مردمان آن تندخو با ما
چند نادیده کنی؟ آه! چه دیدی از ما؟
نمی‌توان به جفا قطع دوست‌داری ما
من وبیداری و شبها و شب تا روز یا رب‌ها
من همچو گلزار ارم، گل گل ترا رخسارها
ز آب چشم من گل شد به راه عشق منزل‌ها
دلا، ذوقی ندارد دولت دنیا و شادی‌ها
گل رویت عرق کرد از می ناب
شب هجرست و مرگ خویش خواهم از خدا امشب
سر نمی‌تابم ز شمشیر حبیب
گر دعای دردمندان مستجاب است ای حبیب

TotalRecords:250
rPP:40
TotalPageCount:7
CurrentPage:1
PageNumberLength:15