رباعی ها


لیست اشعار
آن کیست که دل نهاد و فارغ بنشست
تدبیر صواب از دل خوش باید جست
آن کس که خطای خویش بیند که رواست
گر در همه شهر یک سر نیشترست
گر خود ز عبادت استخوانی در پوست
تا یک سر مویی از تو هستی باقیست
بالای قضای رفته فرمانی نیست
ماهی امید عمرم از شست برفت
دادار که بر ما در قسمت بگشاد
نه هر که زمانه کار او دربندد
ای قدر بلند آسمان پیش تو خرد
شاها سم اسبت آسمان می‌سپرد
ظلم از دل و دست ملک نیرو ببرد
از می طرب افزاید و مردی خیزد
نادان همه جا با همه کس آمیزد
هر کس که درست قول و پیمان باشد
هر دولت و مکنت که قضا می‌بخشد
بس چون تو ملک زمانه بر تخت نشاند
نه هر که ستم بر دگری بتواند
مردان همه عمر پاره بردوخته‌اند
عنقا بشد و فر هماییش بماند
نه هر که طراز جامه بر دوش کند
فرزانه رضای نفس رعنا نکند
آن گل که هنوز نو به دست آمده بود
افسوس بر آن دل که سماعش نربود
با گل به مثل چو خار می‌باید بود
جائی که درخت عیش پربار بود
داد طرب از عمر بده تا برود
دریاب کزین جهان گذر خواهد بود
گر تیر جفای دشمنان می‌آید
هرکس به نصیب خویش خواهند رسید
درویش که حلقهٔ دری زد یک بار
از دست مده طریق احسان پدر
گر آدمیی بادهٔ گلرنگ بخور
چون خیل تو صد باشد و خصم تو هزار
چون زهرهٔ شیران بدرد نالهٔ کوس
سودی نکند فراخنای بر و دوش
ای صاحب مال، فضل کن بر درویش
بوی بغلت می‌رود از پارس به کیش
تا دل ز مراعات جهان برکندم

TotalRecords:56
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15