رباعی ها


لیست اشعار
از کشت عمل بس است یک خوشه مرا
دوشینه فتادم به رهش مست و خراب
این دل که به شهر عشق سرگشتهٔ تست
تا قبلهٔ ابروی تو ای یار کج است
ابروی کجت که دل برو مشتاقست
آراسته جنتی که این روی منست
آمد مه شوال و مه روزه گذشت
تا دل به برم هوای دلبر دارد
گر چرخ جفا کرد چه می‌باید کرد
زلفین سیه که بر بناگوش تواند
در میکده مست از می نابم کردند
یک عمر شهان تربیت جیش کنند
آشفته سخن چو زلف جانان خوشتر
آن نرگس مست فتنه‌انگیز نگر
بر روز ستاره تا کی افشانی بس
تا یار مرا ربوده از هستی خویش
گفتم به زن نظام کای لولی شنگ
با آنکه هنوز از می دوشین مستم
تا دل به هوای وصل جانان دادم
صدرا دیشب به باغ نواب شدم
گاهی هوس‌ بادهٔ رنگین دارم
بگذار که خویش را به خواری بکشم
تا دست ارادت به تو دادست دلم
بگذارکه تا می خورم و مست شوم
تاکی غم زید و گه غم عمرو خوریم
شوخی که بیاض گردن روشن او
تو مردمک چشم من مهجوری
نه باده نه جام باده ماند باقی

TotalRecords:28
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15