رباعی ها


لیست اشعار
بی زحمت تو با تو وصالی است مرا
غم کرد ریاض جان مه و سال مرا
دل خاص تو و من تن تنها اینجا
ای دوست غم تو سربه سر سوخت مرا
عشق تو بکشت عالم و عامی را
می‌ساخت چو صبح لاله‌گون رنگ هوا
عیسی لب و آفتاب روئی پسرا
ای تیر هنر صهیل و برجیس لقا
پذرفت سه بوس از لب شیرین ما را
ای دوست اگر صاحب فقری و فنا
از من شب هجر می‌بپرسید حباب
سنگ اندر بر بسی دویدیم چو آب
بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
بختی دارم چو چشم خسرو همه خواب
ای تیغ تو آب روشن و آتش ناب
خاقانی را ز بس که بوسید آن لب
طوطی دم دینار نشان است آن لب
گر من به وفای عشق آن حور نسب
از عشق بهار و بلبل و جام طرب
آمد به چمن مرغ صراحی به شغب
خاقانی اگرچه در سخن مردوش است
خاقانی اگر ز راحتت رنگی نیست
گم شد دل خاقانی و جان بر دو یکی است
آب جگرم به آتش غم برخاست
خاقانی اگر نقش دلت داغ یکی است
ای گوهر گم بوده کجا جوئیمت
کس از رخ چون ماه تو بر برنگرفت
دستی که گرفتی سر آن زلف چو شست
خاقانی از آن ریزش همت که توراست
کرمی که چو زاهدان خورد برگ درخت
چه آتش و چه خیانت از روی صفات
از فیض خیالت چمن سینه شکفت
گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست
زنار خطی عید مسیحا رویت
در غصه مرا جمله جوانی بگذشت
در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است
گردون حشمی ز پایهٔ زفعت اوست
مسکین دلم از خلق وفائی می‌جست
از هر نظری بولهبی در پیش است
مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت

TotalRecords:352
rPP:40
TotalPageCount:9
CurrentPage:1
PageNumberLength:15