قصیده ها و قطعه ها


لیست اشعار
ذات رومی محرم آمد پاک دل کرباس را
خیز ای دل زین برافگن مرکب تحویل را
نبودی دین اگر اقبال مرد مصطفایی را
ای که اطفال به گهواره درون از ستمت
روزگار ای بزرگ چاکر تست
تلخ کرد از حدیث خویش طبیب
چند گویی که بیا تا بر وزانت برم
ای برآراسته از لطف و سخا معدن خویش
گفتی به پیش خواجه که این غزنوی غرست
تا نهان گشت آفتاب خواجگان در زیر خاک
مال هست از درون دل چون مار
ای که چون اندر بنان آری قصب هنگام نظم
ای که هفت اقلیم و چار ارکان عالم را به علم
گرتیر فلک داد کلاهی به معزی
گنده پیریست تیره روی جهان
قدر مردم سفر پدید آرد
عرش مقاما زر کن کعبهٔ جاهت
آن تو کوری نه جهان تاریکست
پیش ازین گفتم سه بوسش را همی
دیگ خواجه ز گوشت دوشیزه‌ست
خواجه منصور بپژمرد ز مرگ
ای جود تو ز لذت بخشش سوال جوی
به مادرم گفتم ای بد مهر مادر
هر جا که روضه‌ایست وردیست
به همه وقت دلیری نکنند
ضربت گردون دون آزادگان را خسته کرد
جان من خیز و جام باده بیار
برخیز و برافروز هلا قبلهٔ زردشت
پسر هند اگر چه خال منست
ای ماه صیام ار چه مرا خود خطری نیست
زین پسم با دیو مردم پیکر و پیکار نیست
ای سنایی خواجگی با عشق جانان شرط نیست
هر که در خطهٔ مسلمانیست
آمد آن حور و دست من بربست
آمد آن رگ زن مسیح پرست
مرحبا بحری که آبش لذت از کوثر گرفت
ای همه جانها ز تو پاینده جان چون خوانمت
ای شده پیر و عاجز و فرتوت
از بس غر و غر زن که به بلخند ادیبانش
ای دل نیک مذهب و منهاج

TotalRecords:203
rPP:40
TotalPageCount:6
CurrentPage:1
PageNumberLength:15