دیوان اشعار


لیست اشعار
باد صبا درآمد فردوس گشت صحرا
چون سر من سپید دید بتم
به شاهراه نیاز اندرون سفر مسگال
هیچ نپذیری چون ز آل نبی باشد مرد
به نوبهار جهان تازه گشت و خرم گشت
جنازهٔ تو ندانم کدام حادثه بود
نرگس نگر ، چگونه همی عاشقی کند
آن کس که بر امیر در مرگ باز کرد
نورد بودم ، تا ورد من مُورَّد بود
نانوردیم و خوار و این نه شگفت
کمند زلف را ماند چو برهم بافتن گیرد
ای آنکه جز از شعر و غزل هیچ نخوانی
آن خوشه های رز نگر آویخته سیاه
به وقت دولت سامانیان و بلعمیان
صبح آمد و علامت مصقول بر کشید
بگشای چشم و ، ژرف نگه کن به شنبلید
کوی و جوی از تو کوثر و فردوس
دو دیدهٔ من و از دیده اشک دیدهٔ من
زاغ بیابان گزید خود به بیابان سزید
از خضاب من و موی سیه کردن من
نیلوفر کبود نگه کن میان آب
دانم که هیچ کس نکند مرثیت مرا
میانهٔ دل من صورت تو بیخ زده ست
مدحت کن و بستای کسی را که پیمبر
قامت چون سرو روانش نگر
تا تو آن خیش ببستی به سر اندر ، پسرا
بنفشه زار بپوشد روزگار به برف
پیری مرا به زرگری افگند ، ای شگفت
ای خواجهٔ مبارک بر بندگان شفیق
به سیصد و چهل یک رسید نوبت سال
شکفت لاله ، تو زیغال بشکفان که همی
از عمر نمانده ست بر من مگر آمُرغ
گل نعمتی است هدیه فرستاده از بهشت
سرود گوی شد آن مرغک سرود سرای
جوانی رفت و پنداری بخواهد کرد بدرودم
هر چند در صناعت نقش و علوم شعر
آبی ، مگر چو من ز غم عشق زرد گشت
عَصیب و گُرده برون کن ، وزو زَوَنج نورد
فهم کن گر مؤمنی فضل امیرالمؤنین
نوروز و جهان چون بت نو آیین

TotalRecords:55
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15