الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراء‌المدّعین ومذّمة‌الاطباء والمنجّمین


لیست اشعار
چون تو بر ذرهّ‌ای حساب کنی
اندرین عصر بوالفضولی چند
تا به دل بر گنه دلیر شدم
راه دور از دل درنگی تست
آن شنیدی که زاهدی آزاد
آن شنیدی که در حد مرداشت
چون ستودی بسی عدولان را
وانکه هستند در سخن منحول
تا توانی به گرد عامه مگرد
عامه تا در جهانِ اسبابند
ای منیری نمود مهتابت
این گُره را که نام کردی خویش
دوست جو از برادران بگسل
ور ترا خواهر آورد مادر
کلکی بر مناره کودک خرد
بود فرزند بد بود به دو باب
ور بود خود نعوذباللّٰه دخت
کیست این هست مر مرا داماد
آنکه عمّ تو و آنکه خال تواند
خال کآزار تو گزیده بُوَد
موش کز دشت در دکان افتد
هرکه شد کون‌پرست بر خیره
از غلام آنکه زی عیال آمد
آن جوانی به درد می‌نالید
بود گرمی به کار دریوزه
باز اگر خویش باشدت صوفی
آن شنیدی که بُد به شهر هری
ور بود خود فقیه خویشاوند
آن شنیدی که از کم آزاری
قحطی افتاد وقتی اندر ری
خلق را زیر گنبد دوّار
آن کسانی که راه دین رفتند
وین گروهی که نو رسیدستند
بگذر از عالمان و درویشان
آخر عمرت از دل تفته
یک رمه ناشیان شعر پراش
وین دگر هست شاعری به دروغ
بوده مامات اسب و بابات خر
وان کسانی که بارِ خلق کشند
بود بقراط را خُمی مسکن

TotalRecords:56
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15