بخش دهم


لیست اشعار
سالک صادق دم نیکوسرشت
گرم شد یک روز شیخ با یزید
عاشقی میمرد چون دل زنده داشت
چون زلیخا شد ز یوسف بی قرار
گشت مجنون هر زمان شوریدهتر
بود مردی از عرب در کار خام
بر سر منبر امامی رفته بود
گفت محمود و ایاز سیمبر
رهبری بودست الحق رهنمای
آن یکی دیوانهٔ عالی مقام
گفت هارون عشق مجنون میشنود
سایلی پرسید از آن دانای پاک
داشتی در راه ایاز سیمبر

TotalRecords:13
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15