الباب السّابع فصل فی‌الغرور و الغفلة والنسیان و حبّ‌الامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیان‌الموت والبعث والنشر


لیست اشعار
خندهٔ هرزه کار غُمر بود
نوح را عمر جمله ده صد بود
داشت لقمان یکی کریجی تنگ
فرش عمرت نوشته در شومی
مثلت هست در سرای غرور
جر دو رنگی نشد ز مرگ هلاک
از ثَری تا به اوج چرخ اثیر
تا بگوید ز انبیا و رسل
زان ملوک عجم که در تاریخ
زان بنی‌آدم از صغار و کبار
در جهانی که عقل و ایمانست
اینکه اقلیم بیم و امیدست
مرغ و حور از بهشت ابدانست
زهد ورزی برای مُرداری
در جهانی چه بایدت بودن
حرص بگذار و ز آز دست بدار
چیست دنیا و خلق و استظهار
چندگویی ز چرخ و مکر و فنش
برهٔ چرخ هست مردم خوار
آن چنان شد که در زمین هری
آنچه ارکانی و آنچه گردونیست
ای گرفته به دست حرص و امل
چکنی در کنار مادر خو
شوی خود را زنی بدید دژم
مردم از زیرکان دژم نشود
دوستی دوست را مهمان شد
آن شنیدی که عُمّر خطاب
دوستی با مُقامر و قلّاش
خلق جز مکر و بند و پیچ نیند
قصه‌ای یاد دارم از پدران
صحبت ابلهان چو دیگ تهیست
آن شنیدی که در عرب مجنون
آن نبینی که پادشه‌زاده
آن شنیدی که رفت زی قاضی
بود عمّر نشسته روزی فرد
رفت زی روم و فدی از اسلام
بود مردی مُعیل بس رنجور
کودکی با حریف بی‌انصاف
آدم پاک را برآر از گِل
آن شنیدی که حامد لفاف

TotalRecords:66
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15