غزل ها


لیست اشعار
آخر ای بی‌رحم حال ناتوان خود بپرس
ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرس
باز آشفته‌ام از خوی تو چندان که مپرس
ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
خموشیت گره افکند در دل همه کس
آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
شبی که می‌فکند بی تو در دلم الم آتش
هرتار که در طره عنبر شکن استش
محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون سارش
ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش
ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش
بیش ازین منت وصل و از رخ آن ماه مکش
صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
مهی که زینت حسنست گرمی خویش
پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریص
آخر ای سنگدل از کشتن ما چیست غرض
ای طاعت تو بر همهٔ کائنات فرض
روزی که گشت بر همهٔ عالم نماز فرض
نه می‌نهم از دست عشق جام نشاط
گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط
صبر در جور و جفای تو غلط بود غلط
به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
من بی‌تو ندارم از چمن حظ
ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض
دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
تا میان من و آن مه شده کلفت واقع

TotalRecords:601
rPP:40
TotalPageCount:16
CurrentPage:9
PageNumberLength:15