غزل ها


لیست اشعار
آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
ای به من صدق و صفای تو دروغ
تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
بیچاره باشد همواره عاشق
ز تب نالان شدی جانان عاشق
بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشق
باز علم زد ز بیابان عشق
این آینه‌گون سقف که آبیست معلق
در فراقش چون ندادم جان خود را ای فلک
او کشیده خنجر و من جامه جان کرده چاک
ما که می‌سازیم خود را در فراق او هلاک
ای قدت همچو نیشکر نازک
مژده ای صبر که شد هجرت هجران نزدیک
ای روی تو از می ارغوان رنگ
صدامید از تو داشتم در دل
ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
رسید باز طپاننده کبوتر دل
زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
گشته در عشق کار من مشکل
ای دهانت را موکل خضر خط بر سلسبیل
گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
اگر دوری ز من در آرزویت زار می‌میرم
خانهٔ دوری دل از همه پرداخته‌ام
لب پر سوال بر سر راهی نشسته‌ام
بس که چشم امشب به چشم عشوه‌سازش داشتم
بر سر کوی تو هرگاه که پیدا گشتم
من شیدا چرا از عقل و دین یک باره برگشتم
چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
دی به دنبال یکی کبک خرام افتادم
زخم نگهت نهفته خوردم

TotalRecords:601
rPP:40
TotalPageCount:16
CurrentPage:10
PageNumberLength:15