غزل ها


لیست اشعار
سرو خرامان من طره پریشان رسید
ز خواب دیده گشاد وز رخ نقاب کشید
زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید
خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ
ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ
ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
بر مه روی تو خط مشگ بار
چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزار
تا شده ای گل به تو اغیار یار
زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
ای طور تو را جهان خریدار
دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سر
شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرور
عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوز
زهی ربوده لعل تو صد فسون پرداز
لشگر عشقت سیاهی می‌کند از دور باز
یک صبح ببام آی و ز رخ پرده برانداز
آفت من یک نگه زان نرگس مستانه ساز
ای هنوزت مژه از صف شکنی بر سر ناز
ای از می غرور تو لبریز جام ناز
ناصحا از سر بالین من این پند ببر
دوش گر بزمم گذر کرد آن مه مجلس فروز
دوش سرگرم از وثاق آن کوکب گیتی فروز
حسن را تکیه‌گه آن طرف کلاهست امروز
به من که آتش عشقش نکرده دود هنوز
ز عنبر آتش حسنت نکرده دود هنوز
دل در بدن کباب و مرا دیده تر هنوز
مردم و بر دل من باز غم یار هنوز
ز دور یاسمنت سبزه سر نکرده هنوز
ای در زمان خط تو بازار فتنه تیز
بزم کین آرا و در ساغر می بیداد ریز
عقل در میدان عشق آهسته می‌راند فرس
با من از ابنای عالم دلبری مانده است و بس

TotalRecords:601
rPP:40
TotalPageCount:16
CurrentPage:8
PageNumberLength:15