غزل ها


لیست اشعار
زد به درونم آتش تنگ قبا سواری
دلا زان گل بریدی خاطرت آسود پنداری
این طلعت و رخسار که دارد که تو داری
سرلشگر حسن است نگاهی که تو داری
باز ای دل شورانگیز رو سوی کسی داری
باز بر من نظر افکنده شکار اندازی
چه باشد گر سنان غمزه را زین تیزتر سازی
به جرم این که گفتم سوز خود با عالم‌افروزی
از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
شوق می‌گرداندم بر گرد شمع سرکشی
نکشد ناز مسیح آن که تو جانش باشی
آن که هرگز نزد از شرم در معشوقی
بر روی یار اغیار را چشمی به آن آلودگی
ساربان بر ناقه می‌بندد به سرعت محملی
از باده عیشم بود مستانه به کف جامی
رفتی و رفت بی‌رخت از دیده روشنی
دم بسمل شدن در قبله باید روی قربانی
ز اشک سرخ برای نزول جانانی
به زبان غمزه رانی چو روم به عشوه خوانی
گذری بناز و گوئی ز چه باز دلگرانی
اقبال ظفر پیوند در کار جهانبانی
رو ای صبا بر آن سرو دلستان که تو دانی
چنان مکن که مرا هم نفس به آه کنی
ساقیا چون جام جمشیدی پر از می میکنی
محتشم چون عمر صرف خدمت وی میکنی
نگشتی یار من تا طور یاریهای من بینی
این است که خوار و زارم از وی
دیده‌ام مست و سرانداز و غزل خوان برهی
من و ملکی و خریداری مژگان سیهی
ای رشگ بتان به کج کلاهی
دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
مرا حرص نگه هردم به رغبت می‌برد جائی
به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
در سیر چمن دیدم سرو چمن آرائی
نیست پیوند گسل مرغ دل شیدائی
صورت به این لطافت سیرت به این نکوئی
دل خود رای مرا برده گل خودروئی
به جائی دلت گرم سوداست گوئی

TotalRecords:601
rPP:40
TotalPageCount:16
CurrentPage:15
PageNumberLength:15