غزل ها


لیست اشعار
از آن پیش رقیبان مهر ورزدیار من با من
ساخت شب مرا سیه دود دل فکار من
بت پرستی را شعار خود کنم تا یار من
در ملک بودی اگر یک ذره عشق یار من
یارب که خواند آیت عجر و نیاز من
به زیر لب سخنگویان گذشت آن دلربا از من
ای خدنگ مژه‌ات عقده گشای دل من
ای به بالا فتنه سرگردان بالای تو من
گر شود از دیده نهان ماه من
ز بس کز توست زیر بارجان مبتلای من
چو می‌خواهد که نامم نشنود بیگانه رای من
با وجود وصل شد زندان حرمان جای من
سرگرمئی کو تا نهم از کنج عزلت پا برون
از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
با او شبی از دیر می‌خواهم خراب آیم برون
دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
به دوستی خودم میکشی که رای من است این
پردهٔ ما میدری کائین زیبائیست این
حسن می‌نازد به رخسارت چه رخسارست این
بر رخ به قصد دل منه زلف دو تا را بیش از این
جانا مران رخش جفا بر خاکساران بیش از این
آینه بردار و حسن جان فزای خویش بین
شاهانه رخش راندن آن خردسال بین
ز دیده در دلم ای سرو دل ربا بنشین
چون برفروزد آینه زان آفتاب رو
مراست رشتهٔ جان کاکل معنبر او
آن کوست قبلهٔ همه کس قبله‌جو در او
تائبم از می به دور نرگس غماز او
دوش چون دیدم نهان در روی آتشناک او
آن منتظر گدازی چشم سیاه او
باز امشب ز اقتضای شوخ طبعی‌های او
زآب دو دیده گل کنم خاک در سرای او
حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
ای مرا دلبر و دل آرا تو
رساند جان به لبم روزگار فرقت تو
ای گردن بلند قدان در کمند تو

TotalRecords:601
rPP:40
TotalPageCount:16
CurrentPage:13
PageNumberLength:15