رباعی ها


لیست اشعار
باز آ باز آ، چو روح در تن باز آ
در دین حق ار نبوده‌ای مادر زا
شوخی که تمام پای بستم او را
از بس در سر هوای آن دوست مرا
ای عشق بحسن دیده در ساز مرا
رفتم بر آن نگار سیمین غبغب
هر گز دل خو نگشته‌ام از غم نگرفت
ای گشته تو را صفات، مانع از ذات
آهم ز فراز آسمٰانها بگذشت
سر کردهٔ اهل دانش و دید اینست
از کوتهی، ار عمر درازت هوس است
بی عشق مباش اگر چه محض سخن است
آن رند که در عالم دل آگاه است
با درویشان کبر خود اندیش بد است
یک حرف مگو اگر هزارت سخن است
ای دل شادی به سوز ماتم این است
ما را غم دی و محنت فردا نیست
ای آن تو را بسی غم تنباکوست
در عشق اگر جان بدهی، جان آنست
آنکو به زبان خلق جز عیب نداشت
این وادی عشق طرفه شورستانی است
هر دل که رهین تن بود او دل نیست
عشق است که بی زلزله وغلغله نیست
در عشق حکایت غم انگیز نیست
از ذرهٔ سرگشته، قرار تو کجاست
این دار فنا بلند از پستی ما است
عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
در باز بروی دلم از ناز نمیکرد
بر کف چه نهم سبحه که زنارم شد
عاشق به گدائی نه شهی میخواهد
ناصح چکنی زبانم از پندم مبند
آنانکه علم به عالم تجریدند
در صومعه و مدرسه دیار نبود
ز آئینهٔ دل چو زنگ اغیار زدود
مجنون که تمام محو لیلی نشود
یک جرعه هر آنکه از می ما نو شد
گاهیم چو مرده در کفن میسازد
گه مجنونم به دشت و کو میسازد
ای رتبهٔ تاج و تخت را کرده بلند
خاکم که به هیچ کس گذارم نبود

TotalRecords:100
rPP:40
TotalPageCount:3
CurrentPage:1
PageNumberLength:15