دفتر دوم


لیست اشعار
تعالی اللّه از این دیدار پرنور
کسی پرسید ازمنصور این راز
دلا تا چند دُرهای معانی
بسوز ای دل اگر تو سوختستی
در آن ساعت که این پرده برافتد
در این عنصر عیانست و نظر کن
چنان گم دید خود در دید اول
چنان مستغرقی کاینجان و جانان
نه اصل خون ز حیوان و نباتست
تعالی اللّه از دیدار ذاتم
منم در بود تو بودم تو بنگر
الا تا چند در منزل شتابی
حقیقت جوهری اندر تو پیداست
دلا چون آخر کارست در خاک
از این آیینه بتوانی تو دیدن
عجائب خود خورشید تابانست
وجودت در صفات نور گردانست
یکی پرسید از مجنون یکی روز
ز اصل کاف و نون گشتی تو پیدا
تو بیچون آمدی این راز بشنو
از آن نور است بیشک تابش ماه
وصال شاه میجویند جمله
کسانی کین بهشت جاودانی
از آن حضرت زمستان را نظر کن
دلا خورشید جان میبین دمادم
در این پرگار گردانم عجائب
اگر سجده کنی مانند عطّار
یکی پرسید از ابلیس ناگاه
جوابش داد آن دم پیر رهبر
یکی پرسید از منصور کابلیس
یکی از بایزید این باز پرسید
خدا کن بود او در بود خود باز
زهی اسرار کاینجاگاه پنهانست
یکی گفتست از پیران اسرار
چنین گفتست اینجا بایزید او
کنون عطّار گفتی جوهر ذات
یکی پرسید از آن صاحب اسرار
الّا ای جان کنون دیدار دیدی
یکی روزی بر احمد شد ابلیس
سؤالی کرد از من صاحب راز

TotalRecords:47
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15