قصیده ها


لیست اشعار
چون نای بینوایم ازین نای بینوا
شاهان جهان شاهی و شاه جهانیا
ای رفیقان من ای عمر و منصور و عطا
خردم نمود گردش چرخ چو آسیا
شب آمد و غم من گشت یک دو تا فردا
زهی موفق و منصور شاه بی همتا
به نو بهاران غواص گشت ابر هوا
زلفین سیاه آن بت زیبا
تا از بر من دور شد آن لعبت زیبا
دوش در روی گنبد خضرا
سپاه ابر نیسانی ز دریا رفت بر صحرا
نشسته ام ز قدم تا سر اندر آتش و آب
ببرد خنجر خسرو قرار از آتش و آب
مرا ازین تن رنجور و دیده بی خواب
ز خاک و باد که هستند یار آتش و آب
چو باغ گشت خراب از خزان نماندش آب
بخاست از دل و از دیده من آتش و آب
هوای روشن بگرفت تیره رنگ سحاب
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
مگر مشاطه بستان شدند با دو سحاب
چون از فراق دوست خبر دادم آن غراب
شد مشک شب چو عنبر اشهب
قوت روح خون انگور است
ملک جوان است و شهریار جوان است
چه خوش عیش و چه خرم روزگار است
ملک مسعود ابراهیم شاه است
دل از دولت همیشه شاد بادت
این چنین رنج کز زمانه مراست
از پس من غمست و پیش غم است
جشن اسلام عید قربانست
به نظم و نثر کسی را گر افتخار سزاست
طاهر ثقت الملک سپهر است و جهانست
هیچ کس را غم ولایت نیست
پسر محتاج ای من شده محتاج به تو
امروز هیچ خلق چو من نیست
بر تو سید حسن دلم سوزد
تا مرا بود بر ولایت دست
تا توانی مکش ز مردی دست
ماه صیام آمد این ملک به سلامت
گه وداع بت من مرا کنار گرفت

TotalRecords:314
rPP:40
TotalPageCount:8
CurrentPage:1
PageNumberLength:15