مثنویات، تمثیلات و مقطعات


لیست اشعار
به لاله نرگس مخمور گفت وقت سحر
ای خوشا مستانه سر در پای دلبر داشتن
ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن
ای خوش از تن کوچ کردن، خانه در جان داشتن
ای خوشا خاطر ز نور علم مشحون داشتن
ای خوش اندر گنج دل زر معانی داشتن
کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز
جهاندیده کشاورزی بدشتی
شنیده‌اید که آسایش بزرگان چیست:
از ساحت پاک آشیانی
وقت سحر، به آینه‌ای گفت شانه‌ای
بارید ابر بر گل پژمرده‌ای و گفت
مرغی نهاد روی بباغی ز خرمنی
بی روی دوست، دوش شب ما سحر نداشت
روزی گذشت پادشهی از گذرگهی
بلبل آهسته به گل گفت شبی
به نومیدی، سحرگه گفت امید
با دوک خویش، پیرزنی گفت وقت کار
تا بکی جان کندن اندر آفتاب ای رنجبر
ای گربه، ترا چه شد که ناگاه
ای مرغک خرد، ز اشیانه
عالمی طعنه زد به نادانی
عدسی وقت پختن، از ماشی
بادی وزید و لانهٔ خردی خراب کرد
بلبلی از جلوهٔ گل بی قرار
به ماه دی، گلستان گفت با برف
شنیدستم که وقت برگریزان
بنفشه صبحدم افسرد و باغبان گفتش
خمید نرگس پژمرده‌ای ز انده و شرم
بزرگی داد یک درهم گدا را
بغاری تیره، درویشی دمی خفت
به سر خاک پدر، دخترکی
دید موری در رهی پیلی سترک
گفت دیوار قصر پادشهی
به آب روان گفت گل کاز تو خواهم
ز سری، موی سپیدی روئید
بدامان گلستانی شبانگاه
نهال تازه رسی گفت با درختی خشک
در دست بانوئی، به نخی گفت سوزنی
لاله‌ای با نرگس پژمرده گفت

TotalRecords:181
rPP:40
TotalPageCount:5
CurrentPage:1
PageNumberLength:15