غزل ها


لیست اشعار
ثنا و حمد بی‌پایان خدا را
ما قلم در سر کشیدیم اختیار خویش را
ای که انکار کنی عالم درویشان را
غافلند از زندگی مستان خواب
دریغ صحبت دیرین و حق دید و شناخت
ای یار ناگزیر که دل در هوای تست
مقصود عاشقان دو عالم لقای تست
درد عشق از تندرستی خوشترست
منزل عشق از جهانی دیگرست
فلک با بخت من دایم به کینست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
آن به که چون منی نرسد در وصال دوست
به جهان خرم از آنم که جهان خرم ازوست
از جان برون نیامده جانانت آرزوست
هر که هر بامداد پیش کسیست
خوشتر از دوران عشق ایام نیست
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
صبحدمی که برکنم، دیده به روشناییت
دنیی آن قدر ندارد که برو رشک برند
نادر از عالم توحید کسی برخیزد
ذوق شراب انست، وقتی اگر بباشد
نه هر چه جانورند آدمیتی دارند
بیفکن خیمه تا محمل برانند
اگر خدای نباشد ز بنده‌ای خشنود
شرف نفس به جودست و کرامت به سجود
بسیار سالها به سر خاک ما رود
وقت آنست که ضعف آید و نیرو برود
روی در مسجد و دل ساکن خمار چه سود؟
هر کسی در حرم عشق تو محرم نشود
از صومعه رختم به خرابات برآرید
تا بدین غایت که رفت از من نیامد هیچ کار
ره به خرابات برد، عابد پرهیزگار
گناه کردن پنهان به از عبادت فاش
هر که با یار آشنا شد گو ز خود بیگانه باش
گر مرا دنیا نباشد خاکدانی گو مباش
صاحبا عمر عزیزست غنیمت دانش
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
برخیز تا تفرج بستان کنیم و باغ
عمرها در سینه پنهان داشتیم اسرار دل

TotalRecords:65
rPP:40
TotalPageCount:2
CurrentPage:1
PageNumberLength:15