بخش بیستم


لیست اشعار
پسر گفتش که درویشی بسیار
پدر گفتش که چون زر سایه افکند
یکی شیخی نکو دل صاحب اسرار
بزرگی گفت از پیرانِ این راه
زُبَیده بود در هودج نشسته
شنیدم پادشاهی یک زنی داشت
مگر از چشم زخم چشم اغیار
سه بار آن کافر اندر آتش و خون
مگر یک روز می‌شد یوسف پاک
چنین گفتست ابرهیم ادهم
شُعَیب از شوقِ حق ده سال بگریست
چنین نقلست کز آحادِ امّت
مگر سلطان دین محمود پیروز
مگر یک روز مجنون در نشاطی

TotalRecords:14
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15