جلد اول


لیست اشعار
چون زلف تو ام جانا در عین پریشانی
اشکم ولی به پای عزیزان چکیده‌ام
ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
با دل روشن در این ظلمت سرا افتاده ام
نه دل مفتون دلبندی نه جان مدهوش دلخواهی
این سوز سینه شمع شبستان نداشته است
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
نه به شاخ گل نه بر سرو چمن پبچیده ام
همچو نی می نالم از سودای دل
در پیش بیدردان چرا فریاد بی حاصل کنم
نداند رسم یاری بی وفا یاری که من دارم
تابد فروغ مهر و مه از قطره های اشک
گر به چشم دل جاناجلوه های ما بینی
زبون خلق ز خلق نکوی خویشتنم
خیال‌انگیز و جان‌پرور چو بوی گل سراپایی
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
بر جگر داغی ز عشق لاله رویی یافتم
ساقیا در ساغر هستی شراب ناب نیست
هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم
چو نی بسینه خروشد دلی که من دارم
با عزیزان درنیامیزد دل دیوانه‌ام
ز گرمی بی‌نصیب افتاده‌ام چون شمع خاموشی
در قدح عکس تو یا گل در گلاب افتاده است؟
نه راحت از فلک جویم نه دولت از خدا خواهم

TotalRecords:24
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15