نزهت الاحباب


لیست اشعار
بلبلی از گلستان دور اوفتاد
ای سرو سردار خوبان جهان
پس صبا این بیتها بر لوح دل
من نمی‌دانم چه نیکو دلبرم
چون صبا بشنید آن گفتار او
پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق
گفت بلبل من دگر نایم بباغ
ای چون من صد بنده و چاکر ترا
نرم شد در عشق بلبل خاطرش
ای پر آتش داشته پیوسته دل
چون بخوانی این غزل با او بگوی
گفت با بلبل که شادی کن کنون
گفت بلبل و ای ازین جان باختن
باز برگفتار بلبل شد نسیم
هر دو با هم آمدند تا گلستان
هر گلی کان بود بر شاخی بچید
سالها بودم ز عشق گل بدرد
هی که را رنگی بود بی کر و فر
بلبل از باد صبا در بوستان
آن شنیدی گفت پیری با پسر
یا الهی رحمت آور از کرم

TotalRecords:21
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15