سلامان و ابسال


لیست اشعار
ای به یادت تازه جان عاشقان!
ضعف پیری قوت طبعم شکست
چون رسیدم شب بدین جا زین خطاب
شهریاری بود در یونان زمین
چون به تدبیر حکیم نامدار
کرد چون دانا حکیم نیک‌خواه
صبحدم چون شاه این نیلی تتق
از کمانداران خاص اندر زمان
بود در جود و سخا دریا کفی
چون سلامان را شد اسباب جمال
چون سلامان با همه حلم و وقار
چون سلامان مایل ابسال شد
چون سلامان شد حریف ابسال را
«دیدهٔ اقبال من روشن به توست
هر کجا از عشق جانی در هم است
چون سلامان هفته‌ای محمل براند
شه چو شد آگاه بعد از چند گاه
چون پدر روی سلامان را بدید
کیست در عالم ز عاشق خوارتر؟
باشد اندر دار و گیر روز و شب
چون سلامان ماند ز ابسال اینچنین
چون سلامان گشت تسلیم حکیم
«ای پسر ملک جهان جاوید نیست
باشد اندر صورت هر قصه‌ای
صانع بیچون چو عالم آفرید
جامی! از شعر و شاعری بازآی!

TotalRecords:26
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15