قصیده ها


لیست اشعار
از تتق کبریا صورت لطف خدا
تا ز نور روی او گشته منور آفتاب
از نور روی اوست که عالم منور است
مرد مردانه شاه مردان است
گر نه آب است اصل گوهر چیست
عمر بی عشق می گذاری هیچ
بنازم جان روح افزای سید
خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد
در دو عالم چون یکی دارندهٔ اشیا بود
دل چو سلطان ملک جان گردد
هرچه مقصود تو است آن گردد
رند مستی که گرد ما گردد
رندان باده نوش که با جام همدند
نقطه ای در الف هویدا شد
چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر
بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر
داد جاروبی به دستم آن نگار
حی و قیوم و قدیم لم یزل
عیسی گردون نشین تابع تو در ازل
دُرد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم
قدرت کردگار می بینم
گفتیم خدای هر دو عالم
عاشقانه گر بیابی جام جم
سالها در سفر به سر گشتیم
در راه خدا بسی دویدیم
دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن
ای دل ار عاشقی بیا از جان
نقش رویش خیال تا بسته
ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی
حبیبی سیدی یا ذالمعالی
آن امیرالمؤمنین یعنی علی
جام گیتی نما علی ولی
هر که دارد با علی یک مو شکی
گر در این بحر آشنا یابی
خرد پیمانهٔ انصاف اگر یک بار بردارد

TotalRecords:35
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15