باب پنجم در رضا


لیست اشعار
شبی زیت فکرت همی سوختم
مرا در سپاهان یکی یار بود
یکی آهنین پنجه در اردبیل
شبی کردی از درد پهلو نخفت
یکی روستایی سقط شد خرش
شنیدم که دیناری از مفلسی
فرو کوفت پیری پسر را به چوب
بلند اختری نام او بختیار
یکی مرد درویش در خاک کیش
چنین گفت پیش زغن کرکسی
چه خوش گفت شاگرد منسوج باف
شتر بچه با مادر خویش گفت:
عبادت به اخلاص نیت نکوست
شنیدم که نابالغی روزه داشت
سیهکاری از نردبانی فتاد

TotalRecords:15
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15