قصیده ها و قطعه ها


لیست اشعار
دیده تحمل نمی کند نظرت را
بباغی در بدیدم پار گل را
صاحب دیوان نظمم مشرف ملک سخن
ای جلوه کرده روی تو خود را در آفتاب
بیا بلبل که وقت گفتن تست
حسن آن صورت از صفت بدرست
برون زین جهان یک جهانی خوشست
دنیا که من و ترا مکانست
آن خداوندی که عالم آن اوست
ای که در صورت خوب تو جمال معنیست
اندرین دوران مجو راحت که کس آسوده نیست
که کرد در عسل عشق آن نگار انگشت
اگر دولت همی خواهی مکن تقصیر در طاعت
درین دور احسان نخواهیم یافت
ایا رونده که عمر تو در تمنا رفت
دلم از کار این جهان بگرفت
ترا که از پی دنیا ز دل غم دین رفت
وصف حسنش نمی توانم گفت
ای که ز من میکنی سؤال حقیقت
ای مرد فقر، هست ترا خرقه تو تاج
چون هرچه غیر اوست بدل ترک آن کنی
چون در جهان ز عشق تو غوغا در اوفتاد
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
چه خواهد کرد با شاهان ندانم
درین جهان که بسی تن پرست را جان مرد
گر کسی از نعمت این منعمان ادرار خورد
آتش است آب دیده مظلوم
دین و دولت قرین یکدگرند
طبیب جان بود آن دل که او را درد دین باشد
اگر تو توبه کنی کافری مسلمان شد
آن یار کز مشاهده یار باز ماند
زنده نبود آن دلی کز عشق جانان باز ماند
خسروا خلق در ضمان تواند
پیوستگان عشق تو از خود بریده اند
چو حق خواجه را آن سعادت بداد
غرض از آدم درویشانند
اندرین ایام کآسایش نمی یابند انام
هرکه همچون من و تو از عدم آمد بوجود
کم خور غم تنی که حیاتش بجان بود
در عجبم تا خود آن زمان چه زمان بود

TotalRecords:132
rPP:40
TotalPageCount:4
CurrentPage:1
PageNumberLength:15