سلسلةالذهب


لیست اشعار
لله الحمد قبل کل کلام
جامی از گفت و گو ببند زبان!
ای کشیده به کلک وهم و خیال
سر مقصود را مراقبه کن!
آن بود اختیار در هر کار
شیوهٔ واعظ آن بود که نخست
«شعر در نفس خویشتن بد نیست»
ترک آزار کردن خواجه
قصهٔ عاشقان خوش است بسی
خرسی از حرص طعمه بر لب رود
چون شد این اعتقادنامه درست
بشنو، ای گوش بر فسانهٔ عشق!
قطره چون آب شد به تابستان
در نواحی مصر شیرزنی
معتمر نام، مهتری ز عرب
خسرو صبح چو علم برزد
بعد شش سال، معتمر، یا هفت
زنگی‌ای روی چون در دوزخ
بود در دل چنان، که این دفتر
حمد ایزد نه کار توست، ای دل!
بود در مرو شاه جان زالی
در رهی می‌گذشت پیغمبر
پیش سوداییان تخت جلال
حاتم آن بحر جود و کان عطا
بود در عهد بوعلی سینا

TotalRecords:25
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15