قصیده ها


لیست اشعار
دوشم ندا رسید ز درگاه‌کبریا
به‌گردون تیره ابری بامدادان برشد از دریا
دوش‌که این‌گردگردگنبد مینا
ای رفته پی صید غزالان سوی صحرا
شکسته خامهٔ آذرگسسته نامهٔ قسطا
گسترد بهار در زمین دیبا
دوشینه چون‌کشید شه زنگ لشکرا
عید شد ساقی بیا درگردش آور جام را
گر تاج زر نهند ازین پس به سر مرا
آراست عروس‌گل گلستان را
اگر مشاهده خواهی فروغ یزدان را
چه مایه مایلی ای ترک ترک و خفتان را
خیز ای غلام زین‌کن یکران را
در خواب دوش دیدم آن سرو راستین را
شاه ختن چو دوش نهان شد به مکمنا
نسیم خلد می‌رود مگر ز جویبارها
ازسروش وحدتم‌برگوش هوش‌آمدخطاب
خیمهٔ زربفت زد بر چرخ نیلی آفتاب
دوشم مگر چه بودکه هیچم نبرد خواب
دو قلاع کفرند با هم مصاحب
آنچه من بینم به بیداری نبیندکس به خواب
ای ترا در چهره آب و وی ترا در طره تاب
بدا به حالت آن مجرمی‌که روز حساب
صبحدم کز جانب مشرق برآمد آفتاب
در همایون ساعتی فرخنده چون عهد شباب
ساقی امشب می پیاپی ده که من بر جای آب
شنیده بودم بیمار را نگیرد خواب
گرفت عرصهٔ‌گیتی شمیم عنبر ناب
چه ‌جوهرست ‌که‌هست اعتبار آتش و آب
ای به از روز دگر هر روز کارت
اگر نظام امور جهان به دست قضاست
این خط بی‌خطا که به از نافهٔ ختاست
ای‌دل اقبال ‌و سعادت نه به سعی ‌و طلب است
این چه جشنست ‌کزو جان جهان در طرب است
در چشم منست آنچه به رخسار تو آب است
دارد اگرچه بر همه‌کس روزگار دست
باز این تویی شهاکه جهانت مسخرست
بر دلم صدهزار نیشترست
عاشق بی کفر در شرع طریقت‌کافرست
هستی دو وجه دارد مخفی و ظاهر است

TotalRecords:349
rPP:40
TotalPageCount:9
CurrentPage:1
PageNumberLength:15