بخش دوازدهم


لیست اشعار
پسر گفتش اگر جاهم حرامست
پدر بگشاد الماس زبان را
نشسته بود کیخسرو چو جمشید
مگر سنگ و کلوخی بود در راه
مگر شبلی چو شمعی سر بسر سوز
یکی شوریدهٔ می‌شد سحرگاه
یکی دیوانهٔ کو بود در بند
شبی برفی عظیم افتاد در راه
فرستادست شیخ مهنه سه چیز
ایاز سیمبر در خواب خوش بود
قمر گفتا که من در عشق خورشید
شبی در خواب دید آن مرد بیدار
یکی پرسید از شبلی که در راه
مگر می‌رفت ابراهیم ادهم

TotalRecords:14
rPP:40
TotalPageCount:1
CurrentPage:1
PageNumberLength:15