یکی گولی همی​خواهم که در دلبر نظر دارد
یکی گولی همی​خواهم که در دلبر نظر دارد
دلی همچون صدف خواهم که در جان گیرد آن گوهر
ز خودبینی جدا گشته پر از عشق خدا گشته
 
نمی​خواهم هنرمندی که دیده در هنر دارد
دل سنگین نمی​خواهم که پندار گهر دارد
ز مالش​های غم غافل به مالنده عبر دارد
تاریخ شعر: -