با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
با دل گفتم که آن بتم دوش نهفت
جان خواست ز من چون گل وصلش بشکفت

دل گفت مضایقت مکن زود بده
با او به محقری سخن نتوان گفت

تاریخ شعر: -