چون عشق کند شکرفشانی
چون عشق کند شکرفشانی
بینی که شکر کران ندارد
می​غلط به هر طرف که غلطی
گر ز آنک کله نهی وگر نی
آن را بینی که من نگویم
چون چشم تو وا کنند ناگه
ماننده طفل نوبزاده
تا چشم بر آن جهان نشیند
بگریز به نور شمس تبریز
 
در جلوه شود مه نهانی
خوش می​خوری و همی​رسانی
بر سبزه سبز بوستانی
شاهنشه جمله خسروانی
زیرا که بگویمت بدانی
بر شهر عظیم آن جهانی
خیره نگری و خیره مانی
چاره نبود از این نشانی
تا کشف شود همه معانی
تاریخ شعر: -