ضرب المثل های ایرانی
 
آب آباداني مي آورد
هر جا که آب هست زندگي هم هست.
آب از آب تکون نخورده
هيچ اتفاقي نيفتاده
آب از سرچشمه گل آلود است
کار از بيخ عيب دارد ، مشکل از اصل و اول ...
آب از لب و لوچه راه افتادن . يا آب دهان کسي راه افتادن
از فرط ميل و رغبت بيخود شدن ، تحريک شدن ...
آب از دستش نمي چکد
اشاره به آدم بسيار خصيص
اثاث خونه به صاحب خونه
سر و وضع و اثاث خانه نشان دهنده سليقه و ...
اجاره نشين خوش نشينه
کسي که خانه ندارد مي تواند به راحتي محل ...
اجاق کور بهتر از بچه بي نور
اجاق کور يعني زن نازا يا بي بچه ، اشاره ...
اجل دور سرش مي چرخد
وضعيت ناگوار و خطرناکي در انتظارش است
احمد نباشه يار من ، الله بسازه کار من
اگر کسي کمکم نکند خداوند ياريم ميکند
باباش چي بود که بچش باشه
وقتي از بچه يا فرزند کسي شکايت شود مي ...
به پنبه سر بريدن
با نرمش و زيرکي به کسي صدمه زدن ، دشمني ...
با حلوا حلوا گفتن دهن شيرين نميشه
از حرف زدن کاري درست نميشود بايد تنبلي ...
با خودش هم قهر است
به آدم اخمو و عبوس و ترشرو مي گويند
باد آورده را باد ميبرد
مال يا چيزي که مفت و بدون زحمت بدست ...
پا بند شدن
گرفتار و اسير چيزي يا کسي شدن به دليل ...
پاپوش درست کردن
براي کسي دردسر و مزاحمت به وجود آوردن و ...
پاچه ورماليده ( پاچه پاره )
بي حيا و بي آبرو و دريده
پا در کفش کسي کردن
مزاحمت ، فضولي و دخالت در کار کسي
پا را به اندازه گليم بايد دراز کرد
در انجام کاها بايد حد و مرز خود را ...
تا بوده چنين بوده
از گذشته تا حال وضع به همين منوال بوده ...
تا تنور داغ است
تا فرصت هست و موقعيت مناسب وجود دارد ...
تا تواني دلي بدست آور / دل شکستن هنر نمي باشد
سفارش به محبت و مهرباني و شاد کردن ...
تا چشم بر هم بزني ...
در مدت زمان خيلي کوتاه ، فوري و زود

    صفحه 1 از 54 ( 1294 ركورد)